سخنِ پایانی: آیندۀ فلسفه
فلسفه بهخودیخود یکی از علوم است، با دیگر علوم مرتبط است، و همانند آنها واجد استقلال است. فلسفه همچنین تحتِ فشاری دائمی است برای اینکه چیزی دیگر باشد: مشاور شیوۀ زندگی یا مجادلاتِ سیاسی، موعظۀ اخلاقیات یا درس دستور زبان، دینِ بیخدا یا آثار ادبی غیرقابلخواندن، فیزیکِ عامهپسند یا زیستشناسی عامهپسند، روانشناسی عامهپسند یا علوم اعصاب عامهپسند، محاسبه یا نظرسنجی. این فشارها چنان قویاند که مقاومت دربرابرشان سخت است، زیرا این فشارها خبر از انتظاراتِ دیرپا و درعینحال متعارضی میدهند. عدم اعتمادبهنفس خود فیلسوفان دربارۀ حوزۀ کاریشان موجب تدوام این فشارها میشود. بیش از هرچیز، این فشارها حاصل درکی نادرست از این امر است که فلسفه چگونه میتواند چیزی باشد که هست، درکِ نادرستی که هم میانِ فیلسوفان شایع است و همان میانِ غیرفیلسوفان. امیدوارم که این کتاب به کم کردنِ چنین درکهای نادرستی کمک کند. کمکی بکند یا نکند، کسی چه میداند که فلسفۀ بهسامان چگونه از پیشداوریهای فرهنگیای که فعالیتهای نظریای از این سنخ را هدف گرفتهاند جان به در خواهد برد.
فلسفه هنوز از میل طبیعی به بیانِ تفصیلی کنجکاویهای بشری، همان که در پرسشهای فلسفی به منتها درجهاش میرسد، و همچنین عزم بهره بردن از مناسبترین شیوههای موجود برای پاسخ به این پرسشها، سر بر میآورد. هیچ جایگزینی هم برای آن مقبول نیفتاده است. این میل و این عزم بهسادگی از میان نمیروند.
پیشرفت در نظریههای فلسفی به پیشرفت در روشهای فلسفی میانجامد و پیشرفت در روشهای فلسفی به پیشرفت در نظریههای فلسفی. البته که جعبهابزار روشهایی که در این کتاب عرضه شده است میتواند بهتر شود. همانطورکه دیگر علوم روشهای خود را بهتر میکنند، چنین پیشرفتی با گسستی ناگهانی از گذشته رخ نمیدهد، بلکه با فرایند خود-تصحیحگر سخت و مداومی حاصل میشود. شاید برخی از خوانندگانِ این کتاب به این فرایند چیزی بیفزایند.
اشتراکگذاری